خرید بک لینک
عصری خوابیدم و ۱۲۴۵۷۹۷۵۴۴تا خواب مختلف دیدم که محض رضای خدا یکیشونم با اون یکی مرتبط نبود !!+ توی یکی از خوابام یه نیمساعتی رفته بودم پاریس و همش در تلاش بودم از پنجرهی اتاقِ هتل از ایفل عکس بگیرم ولی مگه جا میشد توو عکس؟ انقدر بهش نزدیک بودم که توی دوربین گوشیم مثل این تیرای چراغ برق دیده میشد بجای ایفل، بعد مثل کسی که تازه فهمیده باشه کجاست با خودم گفتم من چرا یه عکس توو پاریس از خودم نگرفتم؟ پاشم برم بیرون توو خیابوناش چندتا عکس بگیرم استوری کنم لااقل، اومدم دم در دیدم یکی از دمپاییام نیست! بله دمپایی! حالا دمپاییم چه شکلی بود؟ از اون دمپایی سبزای جلو بستهای که عکس پسر پدرشجاع (!) روشه! از همونایی که ۳ ۴ سالگی میپوشیدم

برچسب: نویسنده: زهرا کمالی تاريخ: چهارشنبه 13 تير 1403 ساعت: 12:47

صفحه بندی